|
داوود جهان پناه David Jahanpanah
طراحـ و گرافیستـــ Graphic Designer
|
|
به خشنودی اهورامزدا بر فروهر زرتشت، پیامآور نیکیها درود باد پژوهشی پیرامون عناصر بصری در فرَوَهر پژوهنده: محمود جهانپناه دانشجوی کاردانی گرافیک آموزشکده سروش اصفهان نگارهی فروهر كه به شكل شاهين و دایرهای بالدار است در بسياري از سنگ نبشتهها و آثار قبل از اسلام مشاهده ميشود. در زمان هخامنشيان مهر سلطنتي بوده و گفته ميشود پس از ورود اسلام به ايران براي حفظ اين نماد نياكان ما به آن رنگ ديني داده اند و آموزش هاي دين زرتشت را به آن نسبت داده اند كه اين آموزش ها و مفاهيم نهفته در اين نگاره و تاریخچهای مختصر از به وجود آمدن نگاره در نزد ایرانیان در این پژوهش مرد بحث قرار داده شده است. مقدمه انسانها با سخن گفتن و نوشتن، احساس و اندیشههای خود را انتقال میدهند و برای این منظور از اصطلاحات، کنایهها و خلاصهنویسی استفاده میکنند. «یو.اِن»، «یونسکو» و «یونیسف» همگی خلاصه نویسیهایی هستند که هر چند امروزه معنیشان آشکار است اما در غرقاب تاریخ ممکن است مفهوم خود را از دست بدهد، همانگونه که بسیاری از ما میدانیم «یو بوت» چه چیزی است. انسانها به جز کلمات از سمبلها، نشانها و علامتهای تجاری نیز استفاده میکنند. برخی از این نشانهها به خودی خود معنایی ندارند ولی از روی کاربرد زیادشان مفهوم مشخصی به دست آوردهاند. همچنین نشانههای دیگری هم هستند که هر یک از خطوط طرحشان معنای ویژهای دارد که مردم میشناسند. هر چند با گذشت زمان مردم معنای نشانهها را فراموش میکنند. برای نمونه برخی از پرستشگاههای کهن مسیحی از نشانهای عقاب، شیر، و گاو نر استفاده کرده اند. برخی ممکن است فکر کنند که مسیحیان نخستین حیوانات و پرندگان را ستایش میکردند. این اندیشه درست نیست. امروزه حتی بیشتر مسیحیان هم نمیدانند که این نشانهها نمایانگر چیست. عقاب، شیر و گاو نر سمبلهایی هستند که آسوریها به کار میبردند و سپس پارسها از آنها در تخت جمشید استفاده کردند. پیکره مشهور ورودی تالار ملتهای تخت جمشید سر انسان دارد، سینهی شیر، بالهای عقاب و پاهای گاو نر. اینها علائم چهارگانهی زودیاک هستند و برای خوشامدگویی به ملل چهار گوشهی عالم به کار میرفتند. زیرا که این صورتهای فلکی چهار گوشهی آسمان را در شب در بر میگرفتند. این نشانهها برای مصریان باستان چهار پسر «هروس» خدای خورشید بودند. پس دیده میشود که پیکرهی نامبرده سمبلی بود از مناسبات بین ملتها در دوران تمدنهای باستان. گاهی اندیشهی انسان برای آنچه نمیتواند توضیح دهد سمبل میسازد. برای نمونه خدا معقولهای است که خارج از دسترس حواس انسانی میباشد. با این همه اندیشه انسانی خدا را در داستانها توضیح میدهد و حتی آنرا در قالب مجسمه درآورده و به پرستش آن میپردازد. واژگان کلیدی فروهر، فروشی، آشور، زرتشت، تخت جمشید، نگاره بالدار، درفش پدید آمدن فروهر در تخت جمشید پارسها در 550 پیش از میلاد، آسور را فتح کردند. در آن زمان در خانهی هر آسوری تندیس آشور، خدای بالدار وجود داشت. در تاریخ آمده که پارسها ملتهای شکست خورده را به خاطر باورهای مذهبیشان مورد آزار قرار نمیدادند، هر چند باور داشتند که این ملتها باورهایی نادرست دارند. پارسها باور داشتند که میتوان با افزودن دانش ملتهای شکست خورده آنها را به سوی درستی رهنمون شد. این باور بر اساس خرد راهنما و آموزگار ایشان زرتشت به وجود آمده بود. دانش را هنگامی بدست میآوری (با) بهرهگیری (از) منش نیک، زمانی که خرد را دریافتی راهی بسوی راستی، بالاترین پیام خرد؛ بوسیلهی واژههای برتر ما میبایست بازگردانیم آنهایی که بیبهرهاند با گفتار. زرتشت، گاتا، یسنا هات 28 بند 5 (ف ر) از این رو به جای نابود کردن پیکرهی آشور، پارسها از طرح آن در بیان اندیشههای خود استفاده کردند و آن را به عنوان نشانهی خاص خود پذیرفتند. اشکال گوناگون این نشانه که ما آن را «فَرَوَهَر» میخوانیم در تخت جمشید دیده میشود. آن که در بالای سر داریوش قرار دارد مرد بالداریست که با دست راست به جلو اشاره میکند و در دست چپش همسطح با بال چیزی شبیه به یک کتیبه میباشد. بال او 6 لایه دارد. لایه آخر 72 پردارد. 36 پر در هر طرف. لایهی بعدی 29 پر در هر هر یک از این شمارهها ویژگی خود را دارند. 72 نشانهی قسمتهای اوستا و 21، شماره پوشینههای اوستاست. هر پادشاهی پیکرهی ویژهای به وجود میآورد که نمایشگر اندیشهی او بود و منحصر به او، همانطور که تاج پادشاهی هر پادشاه ویژهی او بود. استفاده از پیکره فروهر به عنوان نشان و مُهر کاربرد ویژه و مهمی داشت. این پیکره آشوگونه برای اتباع آسوری به منزلهی واقعیتهای روزمره شد و به زودی پیکرهی آشور ویژگی خدایگونهی خود را از دست داد. به این ترتیب ایرانیان موفق شدند بدون زورگویی و آزار، باور پرستش مجسمهها را متروک سازند. تاریخچهی نگارهی بالدار نگاره دایره بالدار در هنر بسیاری از ملتهای پیش از آشوریان بویژه مصر باستان به تصویر درآمده و متعلق به هزاران سال پیش از آشوریان است. در هنر هتیتیها، اورارتوییها، بابلی ها و حتی یهودیان هم دایره بالدار دیده شده و در کتاب عهد عتیق هم به آن اشاره رفته است. حتی گونهای «... این نقش را که باستان پرستان ما به خدای زرتشتیان میبخشند هم متعلق به خدای آشوریان است» (مستند تختگاه هیچکس، جنبش دانشجویی آذربایجان) در ابتدا هیچ پیرمردی در میان این نگاره وجود نداشته است و تنها به صورت دایرهای بال دار وجود داشته است که سالیان بسیاری به عنوان نماد و پرچم ایرانیان انتخاب میشده است. زیرا که بالهای برافراشتهی شاهین، نمادی از اقتدار و قدرت بوده است. حتی پرچم امروزی کشور ایران نیز برگرفته است این نماد بوده است و در بالهای فروهر از سه رنگ قرمز، سفید و سبز استفاده میکردهاند. چنانچه در تصاویر میبینیم: معانی و مفهوم فروهر امروزه نگارهی فروهر را به صورت نمادین با ویژگیهای زیر معرفی میکنند: 1. سر: چهرهی فروهر، مردی سالخورده را نشان میدهد که نمادی از پختگی و تجربه است و یادآور آن است که فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمایی و هدایت میکند و راه زندگی را نشان میدهد. «در نگارهی آشنای اهورامزدا دو بال بر اطراف بدنی بر آمده است که صورت آن، جز کلاه، در تمامی اجزا و آرایش با صورت سلطان یکی است.» (برآمدن هخامنشیان، صفحه 128) «کلاه داریوش در بیستون غیر رسمی است، چرا که او در میدان نبرد تصویر شده است. کلاه اهورامزدای بیستون با کلاهی که داریوش در تختگاه بارعام تخت جمشید برسر دارد یکسان است. در واقع تصویر اهورامزدای مقابل داریوش در بیستون، کاملاً و از تمام جهات و حتی البسه آستین دار با تصویر داریوش در نگاره تخت جمشید برابر است. حتی می توان او را صورت سمبولیک سلطان گرفت که با دوبال برفراز سرزمین های مفتوحه خود پرواز می کند.» (همان، صفحه 128) البته نباید فراموش کنیم که دو مطلب بالا نوشتهی آقای پورپیرار (یک عربیسم جاسوس) میباشد که قصد خراب کردن فرهنگ ایران را دارد و آشکارا میبینیم که نگارهی فروهر را با اهورامزدا یکی میداند. 2.دستها: یکی از دستهای فروهر به طرف بالاست و این نمادی از یاد کردن از اهورامزدا و نیایش اوست. در دعاهای زرتشتیان میبینیم که دستهای خود را رو به بالا میگیرند. «با نیایش و دستهای برافراشته، ای مزدا، نخست یاری و پشتیبانی سپنتامئینیو (نفس پاک) را درخواست میکنم که همهی کارها و کردارم هماهنگ با اشا (راستی) باشد، بدانوسیله خرد وهومن و روان جهان را خشنود میکنی.» (اوستا، یسنا: هات 28 بند 1) و اما دست دیگر حقلهای را گرفته است که آنرا سمبل عهد و پیمان میدانند. شايد جالب باشد كه بدانيد حلقهاي كه افراد به هنگام پيوند زناشويي بدست ميكنند و اين حلقه نشاني از تعهد و وفاداري همسران است برگرفته از آيين پاك ايران باستان است. اين ارتباط نزديك ريشه در نگارهي زيباي فروهر كه بسيار آن را مشاهده كردهايم دارد. این حلقه نماد مهر و پيمان است كه در آيين مهرپرستي كه قبل از آيين اشوزرتشت در ايران رواج داشته است و به دليل زيبا بودن اين رسم 3. بالها: بالهاي فروهر باز است. چون با ديدن بالهاي باز، ذهن انسان متوجه پرواز و پيشرفت شده و از ديدن اين دو بال باز فورا به ياد ميآورد كه فروهر او را بهسوي پيشرفت و سربلندي راهنمايي ميكند. بالهای فروهر به شکل بالهای یک شاهین میباشد. در زمان مادها و به خصوص هخامنشیان پیکره و سیمای شاهین تیز چنگ و بلند پروازی نشان میدهد که آنرا نماد توانایی، سر بلندی و فر و شکوه میدانستند و پرچمهای خود را به نما و سیمای شاهین میآراستند. بالهای فروهر دارای سه لایه پر میباشند که نماد سه پیام نیک دین زرتشتی است: «اندیشه نیک (هومت)»، «گفتار نیک (هوخت)» و «کردار نیک (هورشت)». فروهر به ما میگوید که تنها میتوان با استفاده از این سه نیک به مانند شاهین پر کشید و پیشرفت کرد. 5. دامن: در قسمت پایینی فروهر نیز مانند بالها سه لایه پر وجود دارد. ولی معنای این سه لایه پر کاملا متفاوت و برعکس بالها میباشد. این سه لایه به مفهوم «اندیشه بد (دژمت)»، «گفتار بد (رژوخت)» و «کردار بد (دژورشت)» میباشد؛ که همواره باید در پایینترین قسمت قرار گیرد و پست شمرده شوند. 6. دو رشتهی آویخته: در پایین فروهر و در دو طرف دامن دو نوار میبینیم که آویزان هستند. این دو یکی به معنای «سپنتامینو (مینوی نیک)» و دیگری به معنای «آنگرهمینو (مینوی بد)» میباشند. این دو به مانند سه نیک زرتشتی مهم تلقی میشوند. در گاتاها (سرودهای زرتشت) میخوانیم که زرتشت بر این عقیده است که دو گوهر غیرمادی در وجود انسان به صورت خنثی وجود دارند که یکی پاک و نشأت گرفته از اهورامزداست و دیگری بد و اهریمنی است. حال انسان خود میتواند یکی را انتخاب کند. اگر مینوی نیک را برگزید جز خوبان و اگر مینوی بد گزید دوست دروغگویان میشود: در نگاره میبینیم که پیرمرد به یکی رو کرده و دیگری را در پشت سر گذاشته است. پس همواره باید با قدرت انتخاب خود برترین را انتخاب کرده و مسیر زندگی قرار داد. (نیک بیندیشید) موارد استفاده در امروز امروزه از فروهر به چند منظور استفاده میشود که مهمترین آن استفاده به عنوان نماد زرتشتیان میباشد که در بیشتر مکانها و کتب زرتشتی با آن مواجه میشویم. برای مثال سر در آتشکدهی یزد. همچنین وبسایتهای زرتشتی و فرهنگی ایران برای بنر یا لوگوی سایتهای خود از نگاره فروهر و یا شمایل زرتشت استفاده میکنند. به گونهای که با یک جستوجوی کوچک در یکی از موتورهای جستوجوی اینترنتی میتوانید آرشیو رایانهی خود را از تصاویر فروهر پر کنید. در دیگر جاهایی که از فروهر استفاده میشود، استفاده جهت معرفی موقعیت ملی است که امروزه میتوان این نگاره را بر گردن بسیاری از جوانان و یا اجناس دید و این در حالی است که ممکن است حتی شخص از مفهوم آن هیچ اطلاعاتی نداشته باشد و یا فقط جهت تزیین استفاده کنند و این سبب ناراحتی زرتشتیان میشود. برای مثال در یکی از شمارههای نشریهی فرهنگی «امرداد» یک خانم زرتشتی از چاپ نگاره بر روی دستهی جاروی پلاستیکی شکایت میکرد. و یا در یکی از تارنوشتهای زرتشتی، آقایی چنین مینویسد: «ياران ! در روزگاری که همه چيز تغيير کرده و يا تغيير داده شده، ريشه های فرهنگی ايرانی به تاراج رفته. نشانه زرتشت را که می شناسيد؟ نشانهای که متاسفانه ناخودآگاه به بازی گرفته شده. امروز اين نشان را خيلی جاها هست. نشان با زنجير آويزان و اما استفادهی مناسبتری که میتوان از این نشان کرد، استفاده از دید بصری آن است. همانگونه که امروزه میتوانیم در طراحی گرافیک آنرا ببینیم. نمونهی بسیار مشهود آن که هر کس در خیابان با آن برخورد کرده است، آرم شرکتهای اتوبوسرانی و تاکسیرانی میباشد که با حذف جزئیات از نگاره، به نتایج جالبی رسیدهاند و معمولا دو بال دو طرف و حلقهی وسط را میبینیم که لوگوی دیگری را دربر گرفته است. از تغییرات دیگری که میتوان در نگارهی فروهر ایجاد کرد تا یک لوگوی مناسب به دست آورد، ایجاد تغییرات اساسی بر روی آن میباشد. برای مثال در تصویر زیر که لوگوی یک فروشگاه اینترنتی میباشد، با استفاده از قالب فروهر و ایجاد تغییرات، تصویری مدرنتر به دست آمده است: هنر ایرانیان باستان به گونهای بوده است که حتی استفاده از طرح سادهی آن نیز لوگویی زیبا به ما ارائه میدهد. برای مثال در تصویر زیر، نگارهی یک فروهر نقش برجسته در میان یک دایرهی آبی رنگ، جلوهی خاصی داده است. فروشی واژه فروهر يا فره وشي واژه اي است اوستايي كه در زبان پهلوي فروهر آمده است. البته اين كلمه در گات ها نيامده ولي بسياري از بخشهاي اوستا دربرگيرنده مطالبي در رابطه با آن است . معناي فروهر نيروي پيشرفت دهنده و هدايت كننده تن و روان آدمي در گيتي و مينو تفسير مي گردد. در حقيقت فروهر يكي از پنج جز بوجود اورنده آدمي است . در اوستا اينگونه امده است كه وجود ادم زنده از پنج جز ساخته شده است: 1) تن 2) جان 3) روان 4) وجدان 5) فروهر «اینک ما جان و وجدان (دئنا، دین) و نیروی دراکه و روان و فروهر نخستین آموزگاران کیش را...، میستاییم» (فروردین یشت، بند 149-155). الف)تن پس از مرگ از هم مي پاشد و هر يك از اجزايش به صورت اوليه خود باز مي گردد. ب)جان كه نيروي زندگاني است. در هنگام مرگ نابود مي شود. يعني تا جان هست مرگ نيست و اگر مرگ ايد جان نمي ماند. پس اين دو نقيضند و اجتماع نقيضين محال. پ) روان پس از مرگ تا ابد پايدار است و به پاداش نيكيها و يا پادافر بدي ها خواهد رسيد. ج ) وجدان پيامبر درون است و راهنماي غير ارادي ما و توبه و ندامت از دلايل بيداري وجدانند. د ) فروهر يكي از قواي باطني انسان است كه پيش از بدنيا امدن او وجود داشته و پس از مرگ به عالم ملكوت يعني همان جايي كه به ان تعلق داشته باز مي گردد. پرتو بيكران اهورامزدا بوده كه براي راهنمايي روان آدمي و رهبري او به سوي راستي و جاودانگي به تن اندر شده و پس از مرگ با همان اشويي و پاكي به اصل خويش مي پيوندد. «خواستار ستاییدنم فروهر اهورامزدا و امشاسپندان را، با آن فروهرهای پاک همه ایزدان مینوی را...» (یسنا، هات 23، بند 2). «فروهر اهورامزدا در واقع منبع و منشا همه فروهرها و سرچشمه و منشا همه نیکیها و زیباییها است.» (وندیداد، فرگرد 19 بند 14) «و در میان همه این نخستین فروهرها، اکنون میستایی آن فروهر اهورامزدا را که مهمتر و بهتر و زیباتر و استوارتر و خردمندتر و در تقدس سرآمدتر است» (یسنا، هات 26، بند 2). نماد اهورامزدا! «ای اهورا همانکه ترا با دیده دل نگریسته در اندیشه خود دریافتم که تویی سرآغاز که تویی سرانجام که تویی پدر منش پاک که تویی آفریننده راستی که تویی داور دادگر اعمال جهانی» (اهنودگات، یسنا 31 – 8) « آنگاه ترا مقدس شناختم ای مزدا اهورا وقتی بود که وهومن بسوی من شتافت تا آنکه از آرزو و خواهش من آگاه گردد با آنکه می دانم که کسی ترا لابد نتواند نمود خواستارم که به من وعده دهی که پس از سرآمدن زندگی بلند و خوش، بخشایش کشورت را از آنچه سخن رفت به من ارزانی داری» (اشتودگات، یسنا 43 – 13) «من می خواهم از کسیکه بزرگتر از همه است سخن بدارم مزدا اهورا کسیکه خیرخواه مخلوقات است به توسط خرد خویش ستایش کسانیکه وی را می ستایند می شنود. عبادت او را من از وهومن تعلیم گرفتم. او به من از معرفت خویش بهترین چیز آموخت» (اشتودگات، یسنا 45 – 6) همچنین در مقالاتی بسیاری میخوانیم که: « ... ساختن هیکل خدایان و برپاساختن پرستشگاه ها و محراب در نزد آنها (پارسیان) ممنوع است و آنهایی را که به این چیزها باور دارند نادان می دانند. جهت چنانچه به نظر من می رسد این است که پارسیان خدایان را برخلاف یونانیان انسان تصور نمی کنند.» (هرودوت، کتاب نخست، بند 131) « پارسیان تصویر خدایان را نمی سازند و پرستشگاه برپا نمی سازند. آسمان را زئوس (اهورامزدا) میدانند و قربانی در جاهای بلند انجام می دهند... » (استرابون، فصل 3، بند13) همانطور که گفتیم، در فلسفهی فروهر (فروشی در اوستا)، فروهر پس از مرگ از بدن جدا میشود و به اصل خود یعنی اهورامزدا میپیوندند. اما فروهر هم مانند روان نادیدنی است و بدین ترتیب برای درک و فهم بهتر آن برایش تصویری بدان سان که گفته شد انتخاب کردند. + نوشته شده در 87/03/23ساعت 22:47 توسط داوود جهان پناه |
نوشتارهای پيشين
16 آذر سبزعاشقشم... گرافیتی چیست؟ گرافیك محیطی چیست؟ جلد سی دی یا فلش کارت؟ مساله این است... چهار تفاوت نقاشے و گرافیک چند توضیح سبز و رنگین دیگر... مقاله: انتخابات و تبلیغات انتخاباتے در ایران فروهر نماد اهورامزدا نیست! آخ جون، ستاره دار شدم!!! |
|
|
|